به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد؛ رشد شتابان مراکز داده در جهان، بهویژه در پی رونق هوش مصنوعی، در حال تبدیل شدن به یکی از فرصتهای مهم رشد برای صنعت بیمه است؛ اما همین رشد، ریسکهای جدید و پیچیدهای را نیز برای بیمهگران ایجاد کرده است.
مراکز داده که زمانی عمدتاً ساختمانهایی برای نگهداری سرورها و تجهیزات فناوری بودند، اکنون به زیرساختهایی چندمیلیارد دلاری تبدیل شدهاند. افزایش ظرفیت پردازشی مورد نیاز هوش مصنوعی، اندازه و پیچیدگی این مراکز را بهطور چشمگیری افزایش داده و در برخی پروژهها ارزش ساخت یک مرکز به بیش از ۲۰ میلیارد دلار میرسد.
بازار ۲۴ میلیارد دلاری بیمه دیتاسنترها
صاحبان این مراکز برای محافظت از سرمایه خود در برابر خطراتی مانند بلایای طبیعی، حملات سایبری، آتشسوزی، قطعی برق و اختلال در فعالیت، به پوششهای بیمهای گستردهتری نیاز دارند.
بر اساس برآورد موسسه سوئیسری، ارزش حقبیمههای مرتبط با مراکز داده در جهان از حدود ۱۰.۶ میلیارد دلار در حال حاضر به ۲۴.۲ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت. این رشد، در شرایطی که صنعت بیمه به دنبال بازارهای جدید است، یک فرصت قابلتوجه محسوب میشود. با این حال، افزایش ارزش مراکز داده باعث شده بیمهگران با مسئلهای جدی مواجه شوند: چگونه باید ریسک پروژههایی را بیمه کرد که ارزش هر یک از آنها میتواند به دهها میلیارد دلار برسد؟
یکی از مهمترین چالشها، قرار گرفتن حجم بزرگی از سرمایه در یک مکان است. هرچه یک مرکز داده بزرگتر باشد، خسارت احتمالی ناشی از یک حادثه نیز بیشتر خواهد بود. برای مثال، بیش از ۴۰ درصد ظرفیت مراکز داده آمریکا در مناطقی قرار دارد که در معرض قابلتوجه یا بسیار بالای خطر گردباد هستند. همچنین بیش از یکچهارم ظرفیت مراکز داده آمریکا در مناطقی قرار گرفته که تعداد قابلتوجهی روزهای همراه با تگرگ شدید را تجربه میکنند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که چند مرکز داده در یک منطقه جغرافیایی متمرکز باشند. ایالتهایی مانند ویرجینیا و تگزاس نمونههایی از مناطقی هستند که شاهد تجمع مراکز داده بودهاند. در چنین شرایطی، یک طوفان یا حادثه طبیعی میتواند همزمان چند مرکز و در نتیجه چند قرارداد بیمه را تحت تأثیر قرار دهد. این موسسه همچنین به خطرات دیگری مانند آسیب ناشی از اختلال سیستمهای خنککننده، قطعی برق و منابع جدید ایجاد حریق اشاره کرده است.
باتریها در کنار تراشههای گرانقیمت
ساختار داخلی مراکز داده نیز برای بیمهگران اهمیت زیادی دارد. اپراتورها برای تأمین برق پایدار تجهیزات پردازشی، به استفاده گستردهتر از سامانههای ذخیره انرژی، از جمله باتریهای لیتیومی، روی آوردهاند. قرار گرفتن این باتریها در نزدیکی تراشهها و تجهیزات گرانقیمت میتواند خطر آتشسوزی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، یک حادثه محدود ممکن است به تجهیزات بسیار ارزشمندی سرایت کند و خسارتی چندبرابری ایجاد شود. اهمیت این موضوع با توجه به ارزش بالای تراشههای مورد استفاده در پردازش هوش مصنوعی بیشتر است. از سوی دیگر، جایگزینی تجهیزات آسیبدیده نیز ممکن است بهدلیل محدودیتهای زنجیره تأمین و زمان طولانی تولید برخی قطعات، هفتهها یا حتی بیشتر طول بکشد.
اختلال فعالیت؛ ریسک بزرگتر از خسارت فیزیکی
ریسک مراکز داده فقط به تخریب ساختمان یا تجهیزات محدود نمیشود. قطع فعالیت یک مرکز داده میتواند خسارت اقتصادی بسیار بزرگتری ایجاد کند. بسیاری از شرکتها برای چنین خسارتهایی از پوشش بیمه وقفه در کسبوکار استفاده میکنند. اما در مورد مراکز داده، ابعاد خسارت میتواند بسیار بزرگ باشد؛ زیرا تعداد زیادی از شرکتها و خدمات آنلاین ممکن است به یک مرکز وابسته باشند. به همین دلیل، جزئیات قراردادهای بیمه اهمیت زیادی پیدا میکند. برای مثال، اگر پرداخت خسارت تنها پس از ۱۲ یا ۲۴ ساعت اختلال آغاز شود، در همین فاصله ممکن است میلیونها دلار زیان اقتصادی ایجاد شده باشد.
بیمهگران نمیتوانند همه ریسک را بهتنهایی بپذیرند
چالش دیگر، ظرفیت مالی صنعت بیمه است. پروژههای بزرگ مراکز داده ممکن است دهها میلیارد دلار ارزش داشته باشند، در حالی که ظرفیت معمول بازار بیمه برای پوشش یک پروژه بسیار کمتر از این رقم است. ارزش برخی مراکز داده هوش مصنوعی از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفته و در بعضی پروژهها ارزش جایگزینی حتی میتواند به ۵۰ میلیارد دلار برسد. در چنین شرایطی، بیمهگران سنتی نمیتوانند تمام ارزش یک پروژه را با یک قرارداد واحد پوشش دهند. به همین دلیل، بیمهگران از ابزارهایی مانند بیمه اتکایی، اوراق بهادار مرتبط با بیمه و اوراق فاجعه (Catastrophe Bonds) برای توزیع ریسک استفاده میکنند. در بیمه اتکایی، بخشی از ریسکی که شرکت بیمه پذیرفته است به یک بیمهگر اتکایی منتقل میشود. به این ترتیب، خسارت احتمالی یک پروژه بزرگ تنها بر دوش یک شرکت قرار نمیگیرد. اوراق بهادار مرتبط با بیمه نیز در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. این ابزارها به سرمایهگذاران اجازه میدهند در ازای پذیرش بخشی از ریسکهای بیمهای، بازده دریافت کنند. برای نمونه، صندوق بازنشستگی کالیفرنیا ارزش سرمایهگذاری خود در اوراق فاجعه و سایر اوراق مرتبط با بیمه را تا پایان نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۲.۵ میلیارد دلار رسانده که نسبت به پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد بیشتر است.
اکنون در صنعت بیمه این بحث مطرح است که آیا میتوان از ابزارهای مشابه برای انتقال بخشی از ریسک مراکز داده به بازار سرمایه نیز استفاده کرد.
شرکتهای فناوری بخشی از ریسک را خودشان میپذیرند
در کنار این ابزارها، شرکتهای بزرگ فناوری نیز میتوانند بخشی از ریسک را با منابع مالی خود پوشش دهند. شرکتهای موسوم به هایپراسکیلرها مانند آمازون و اوراکل که سرمایهگذاری گستردهای در مراکز داده دارند، از توان مالی بالایی برخوردارند و میتوانند بخشی از ریسک را بهجای انتقال کامل به شرکتهای بیمه، خودشان نگه دارند.
یکی از روشهای این کار، ایجاد شرکتهای بیمه اختصاصی برای پوشش ریسکهای خود شرکت است. این ساختارها که در صنعت بیمه به Captive Insurance یا «بیمه اسیر» معروفاند، به شرکتها اجازه میدهند بخشی از ریسکهای خود را در ساختاری تحت کنترل خودشان مدیریت کنند.
بر اساس دادههای صنعت بیمه، حقبیمههای مربوط به این نوع شرکتهای بیمه در جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۸ درصد افزایش یافت و به نزدیک ۲۴۰ میلیارد دلار رسید.
رونق هوش مصنوعی و سرمایهگذاری سنگین در مراکز داده، برای صنعت بیمه یک بازار جدید و چنددهمیلیارددلاری ایجاد کرده است. با این حال، بزرگ شدن مراکز داده، تمرکز جغرافیایی آنها، ارزش بالای تراشهها و تجهیزات، وابستگی به برق و سیستمهای خنککننده و خسارت سنگین ناشی از توقف فعالیت، مدلهای سنتی ارزیابی ریسک را با چالش مواجه کرده است.
برآورد موسسه سوئیسری نشان میدهد مراکز داده و زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر در مجموع میتوانند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰۰ میلیارد دلار حقبیمه تجاری جدید ایجاد کنند. اما استفاده از این فرصت به توان صنعت بیمه برای قیمتگذاری، توزیع و مدیریت ریسکهای بزرگ و بههمپیوسته بستگی دارد.
نظر شما